الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

321

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

پدرش هفتاد و پنج روز زنده ماند ، اندوه سختى از مرگ پدرش در دل او در آمد ، جبرئيل نزد او مىآمد و نسبت به پدرش به او سر سلامتى خوبى مىداد و او را خوش دل مىكرد و از حال پدرش و جاى او به او گزارش مىداد و آنچه در آينده به نژاد او پيش مى آيد به او گزارش مىداد و على ( ع ) آنها را مىنوشت . ( 1 ) 2 - از ابى الحسن ( ع ) ، فرمود : به راستى فاطمه ( ع ) صدّيقه بود و شهيد شد و به راستى دختران پيغمبران خونِ حيض نبينند . ( 2 ) 3 - حسين بن على ( ع ) فرمود : چون فاطمه ( ع ) وفات كرد ، امير المؤمنين ( ع ) او را نهانى به خاك سپرد و جاى قبرش را ناپديد كرد و سپس ايستاد و رو به قبر رسول خدا ( ص ) كرد و گفت : درود بر تو اى رسول خدا ( ص ) ، از طرف من و از طرف دخترت و ديدار كنت و آنكه در بقعهء تو زير خاك خوابيد و خدا براى او خواست كه هر چه زودتر به تو رسد ، يا رسول الله از برگزيدهء تو شكيبائى من كم ، و از سيدهء زنان عالميان خوددارى من نابود است ، جز اين كه همدردى در روش جدائى از تو مرا تسليت بخشد ( رو به فاطمه كرد و فرمود : ) من تو را به دست خود در لحد قبرت روى خاك خوابانيدم و سرت روى سينه‌ام بود كه جان دادى . آرى در كتاب خدا بهترين پذيرائى ثبت است كه إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . سپرده ، برگشت و گروى ، دريافت شد و زهراء ربوده گرديد . يا رسول الله ، ديگر در نظرم آسمان سبز فام و زمين تيره ، چه